نورا جون نورا جون ، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 5 روز سن داره

*** نورا الهۀ نور***

از احوالات نورا !

دختر‚ من 21 اردیبهشت 9 ماه رو پشت سر گذاشتی و وارد 10 ماهگی شدی دراین فاصله خیلی کارای جدید یاد گرفتی وقتی میگم سلام دست رو به نشانه سلام کردن و دست دادن دراز میکنی .بای بای کردن رو یاد گرفتی بابا و مامان و به به و در در و م م رو به زیبایی ادا میکنی و لی لی حوضک رو یاد گرفتی و واسه 5 الی 6 ثانیه روی پای خودت میا یستی و دو،سه قدم برمیداری اگر خدا بخواد داری کم کم واسه راه رفتن آماده میشی. به محض اینکه میگم فیفی کن صورت مثل ماهتو میکشی تو هم و فی فی میکنی اون لحظه خیلی خوردنی میشی ناز من . آشپزخونه از دستت فراریه یا دور یخچالی یا فر یا اینکه در کابینتها رو بازمیکنی و همه چی رو میریزی بیرون ابسرد کن که نگو امروز یکی از دکمه ...
5 خرداد 1392

قطره آهن !

مامان های مهربونی که به کوچولوهای نازتون قطره آهن میدید شما هم مثل من با کم اشتهایی نی نی تون روبرو میشید من که حسابی از دست این قطره عصبانیم چندین باراز 6 ماهگی نورا جون امتحان کردم وگذاشتمش کنار ، آخه وقتی نورا این قطره رو میخوره 3 الی 4 روز نگذشته کاملا بی اشتها میشه و لب به هیچی نمیزنه و این موضوع خیلی من و نگران کرده و میکنه ترسم از این که قطره رو ندم در آینده با مشکل مواجه شم حتما اطلاع دارید که میگن اگر به کودکتون این قطره رو نخوره خدای نکرده با مشکل فقر آهن و کم خونی و ... مواجه میشه از یه طرفم که خانوم گل ما دچار کم اشتهایی میشه و غذاهایی که باید بخوره رو نمیخوره .تورو خدا کمک ! هم اکنون به یاری سبزتان در این زمینه نیازمندم...
4 خرداد 1392

برای همسرم ...

همسر خوبم به ذهن سپرده ام که به غیر از تو به کسی فکر نکنم. به چشمانم یاد داده ام جز تو نبیند. نمی دانم که دانستی دلیل گریه هایم را ،نمی دانم که حس کردی سکوتم را ،ولی دانم که می دانی که عاشقت بوده وهستم.وجود ساده ات بوده که من اینگونه دل بستم. واز وقتی که خانه عشقت پناهگاه خستگی ام شد. اندیشیدم که الهه عشق بهترین را نصیب من کرده است. ودر این روز زیبا که متعلق توست هدیه من به تو قلبی است که تا ابد می تپد. از طرف نورا زیبایی عشق ،پاکی صداقت،اوج مهربانی ونهایت آرامش همه در کنار تو برایمان معنی شده است .بابای عزیزم روزت مبارک   ...
2 خرداد 1392

شمال (بندر انزلی)

دوستای خوبم سلام دلمون واستون حسابی تنگ شده بود خیلی دوست داشتم زودتر از اینا آپ بشم اما اینترنت خونه مشکل داشت ونتونستم آپ جدید بذارم، آخه ما جمعه عصر ساعت 8 پرواز داشتیم واسه بندر عباس و برگشتیم خونمون مسافرت 20روزه مابیشتر از یک هفته طول نکشید . امااین یک هفته هم واسمون عالمی داشت من که 5 سالم بود که رفته بودم شمال و میشه گفت اولین بار بود که اون طبیعت بکر و زیبای شمال رو دیدم .از سفرمون بگم اول از همه که 20 ام ساعت 8 بود که پروازمون نشست فرودگاه رشت وعمو اسماعیل (عموی علیرضا )و خانومش  اومدن استقبالمون و ما رو به منزلشون که بندر انزلی‚ بردن 2 روز اونجا بودیم و بعد از اون رفتیم خونه دایی علیرضا دایی غلام که کپورچال هستن رفتیم...
2 خرداد 1392

10 ماهگیت مبارک نورای من !

عاشقانه ترین بوسه ها به همراه زیباترین لحظه ها و تک تک دقایق عمرم تقدیم تو باد نازکم . ببخش مامان رو که  تبریک ورود به 10 ماهگیت رو با تاخیر واست مینویسم عمرم. چکاب  پایان9 ماهگی که الهی شکر همه چی  عالی بود . وزن:  9 کیلو 600 گرم قد:74 سانتیمتر دور سر: 44سانتیمتر ...
28 ارديبهشت 1392

تاخیر ؟!

با عرض پوزش از همه شما دوستان خوبم البته با تاخیر چند روزه . تشکر میکنم از این همه مبا هاتی که نسبت به نورا دارید و نظرات زیبا میذارید . من به دلیل قطع بودن اینترنت از 14 نتونستم آپ جدید بذارم و دیروز هم که اومدیم مسافرت بندر انزلی و شاید تا 20 روز اینده به اینترنت دسترسی نداشته باشم ولی در اولین فرصت آپ جدید میذارم . منتظرمون باشید . دوستتون داریم دوست جونیای خودمون.
21 ارديبهشت 1392

آب بازی در دریا ...

تقریبا” 3 ساعت پیش تصمیم گرفتیم نورا جون رو واسه اولین بار ببریم ساحل که تنی به آب دریا بزنه و اون ماسه های نرم  لب ساحل رو لمس کنه که خوشبختانه با استقبال خیلی خوبی از نورا روبرو شدیم .اخه نورا جونم عاشق اب بازی‚. حمام رو هم به آب بازی میشناسه تا میگم نورا آب بازی سریع حرکت میکنه به سمت حمام . ولی از شانس ما دوربین شارژش تمام بود و نتونستم زیاد عکس بگیرم فقط همین چند تاست. نورا جون بعد از اینکه از ساحل برگشتیم و دوش گرفته بود.   ...
13 ارديبهشت 1392

گفتنی ها برای نورا ...

دخترک نازم قبل از هرچیز و هر سخن به خاطر داشتنت خدا را شاکرم  .عزیزترینم تو نقطه سپیدی هستی که در قلب و روح و زندگی من پدیدار شدی و هوای تازه دمیدی . عشقم هر روز ،نه لحظه به لحظه شاهد بزرگتر شدن و قد کشیدن و حرکتهای جدید و دلنشین  تو هستم که تمام اینها هیجان با تو بودن  و داشتن فرشته آسمونیم رو افزایش میده . زیباترینم ،یکتای من، بی تا ، گاهی اوقات به خودم میگم اگر تو را نداشتم چه باید میکردم .من مادر اون هدیه ای هستم که خدا واسم فرستاد.تک نگین انگشترالماس من. آخ انتظار ،انتظار آمدنت ؟انتظار شنیدن صدای گریه های آرامت ،در آغوش کشیدنت ،ذره ذره انتظار ،همه اینها را با تمام وجود حس کردم  و به جان خریدم تا آ...
11 ارديبهشت 1392