نورا جون نورا جون ، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 7 روز سن داره

*** نورا الهۀ نور***

زندگی و تنهایی!!!

1391/10/16 18:39
نویسنده : مامان مهسا
350 بازدید
اشتراک گذاری

گاهی وقتا حس تنهایی تمام وجود آدم و میگیره که حتی فکر میکنی با درون خودتم غریبه ای .زندگی از دید من مثل رنگین کمان می مونه که  خودش و با رنگهای شاد نمایون میکنه و بعد از اندکی از گذشت زمان کم کم، رنگ خودش و می بازه ومحو میشه. زندگی هم همین جوره گاهی وقتا با رنگای شاد میاد سراغت و شادت میکنه یهو هم کم رنگ میشه وشادیت ومحو میکنه که احساس میکنی رسیدی به ته دنیاوهیچ امیدی نداری واقعا تنهایی!

امروزم از اون روزایی که من حس میکنم به ته دنیا رسیدم خیلی تنهام ،حس غریبی دارم علیرضا هم که داره امشب میره دبی و بیشتر حس تنهایی سراسر وجودم و میگیره خودم روبا نورا سرگرم کردم از صبح تا بلکه این حس رو دور کنم دیدم نشد تصمیم گرفتم بنویسم شاید دلم خالی شه اما هنوز؟؟؟

تا ببینم...............؟!


وقتی خواستم زندگی کنم راهم را بستند،وقتی خواستم ستایش کنم گفتن خرافات است،وقتی خواستم عاشق شم گفتند دروغ است،وقتی خواستم گریستن گفتند دروغ است وقتی خواستم خندیدن گفتند دیوانه است و آیا دراین دنیا کسی هست که بفهمد که دراین لحظه چه میکشم؟ چه حالی دارم ؟آیا بگم دنیا رو نگه دارید یا بگم چقدرزنده نبودن خوب است خوب‚ خوب‚ خوب!

هنگامی دستم را دراز کردم دستی نبود    

هنگامی لب به زمزمه گشودم که مخاطبی نداشتم

وهنگامی که تشنه آتش شدم

که در برابرم دریا بود و دریا و دریا......!

پی نوشت:مطلب زیبا از دکتر علی شریعتی

امیدوارم این حس من وخیلی زود رها کنه چون دوست ندارم بیشتراز این تجربه اش کنم!

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (6)

مامان ساجده
16 دی 91 18:32
سلام عزیزم متین تو مسابقه سوگواره محرم آتلیه سها شرکت کرده اگه لطف کنید بیاد تو وبلاگش به آدرسی که هست برید و بهش رای بدید ممنون میشم در ضمن اگر به کوچولوی دیگه ای رای داده باشید مشکلی نداره میتونید بازم رای بدید


ممنون از این همه لطف برای بار دوم به متین جون رای دادم.
مامانی محمد طاها
16 دی 91 20:06
سلام عزیز
وای که دخترت چقدر نازه شیرین عسل:
لینک شدینX


ممنونم چشماتون قشنگ میبینه!
پونه
16 دی 91 20:22
س. ممنون كه به من سر زدين ايشا.. هم نورا زود خوب ميشه و هم شما از اين حس تنهايي بيرون مياين . راستي من يه شعر ديگري هم به نام بيصدا داخل وبلاگمه .


حتما میام و گوش میدم مرسی پونه جان خیلی به کما لطف داری .
ویدا
16 دی 91 20:29
این همه یاس و ناامیدی از تو بعیده دوستم!
رنگین کمانِ زندگیت پایدار باشه ایشاالله!!!


ممنونم ویدا جان !
مامان ثمینا
16 دی 91 21:36
سلام
مرسی عزیزم از لطفت
واقعا با نظرت تو این پست موافقم. منم هر از گاهی همینطور میشم. ولی وقتی میبینم ثمینا از حالم ناراحت میشه سعی میکنم بروز ندم و واقعا حضورش برام ارزشمنده و مفید.
آرزو میکنم خیلی زود رنگین کمان برات پدیدار بشه


مرسی عزیزم که اومدی پیشمون من شما رو به چه اسمی لینک کنم مامان ثمینا؟
متین
17 دی 91 1:26
وای نبینمت اینطوری پس مهسامن چیم دوسی خیلی ناراحت شدم روی من همه جوره حساب کن زودزود شوهرگلت برمیگرده به این فکرکن که من هستم نورا هست مامان وداداش ات هم که دارن میان پیشت پس حالا بخند آفرین به دوست خودم دوستت دارما


ممنونم سمانه دوست خوبم.